خانه » پندآموزه ها » بندگی دروغین و بندگی راستین

بندگی دروغین و بندگی راستین

امتیاز دهی به این نوشته

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد . رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده وخوش قلب یافت ، به او گفت، پادشاه اهل معرفت است ، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد آمد.

جوان به امید رسیدن به معشوق ، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد ، به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت . روزی گذر پادشاه بر مکان او افتاد، احوال وی را جویا شد ودانست که جوان ، بنده ای با اخلاص از بندگان خداست ، در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند.

جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد . همین که پادشاه از آن مکان دور شد ، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نامعلوم رفت . ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند، بعد از مدتها جستجو او را یافت. گفت : (( تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آن گونه بی قرار بودی ، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست ، از آن فرار کردی ؟ ))

جوان گفت :(( اگر آن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود ، پادشاهی را به در خانه ام اورد ، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را درخانه ی خویش نبینم ؟

پند اخلاقی:
در نهایت نیاز ، دست خواهش را بر در خانه انسان نیازمند دراز مکنیم و از تنها بی نیاز عالم طلب نیاز کنیم.

همچنین ببینید

تنها راه خلاصی از مشکلات، ارتقاء دید است. لطفا بلند فکر کنیم.

تنها راه خلاصی از مشکلات، ارتقاء دید است. لطفا بلند فکر کنیم.

امتیاز دهی به این نوشته تنها راه خلاصی از مشکلات، ارتقاء دید است. لطفا بلند …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *